برو ,
گه گاه نياز دارم كه از ياد نبرم بايد, نفس بكشم !!!
گه گاه نياز دارم تو از كنارم دور باشي.
گه گاه احساس ميكنم چرا هرگز ندانستم
كه تو بايد پيش از اينها مي رفتي !!!
برو , و خاطره ها را از ياد ببر ،
و ان چه را كه شايد اتفاق مي افتاد
سعي نكن مرا عوض كني
مرا به من بازگردان . و برو
گه گاه احساس ميكنم
كه بايد تنهاي تنها بمانم
تا خودم را بيابم
برو و خاطره ها را فراموش كن
من به تو بيش از اين محتاج نمي مانم و من به تو حتي
يك روز ديگر هم نياز ندارم
من به ناديده گرفته شدن نياز ندارم
و من به كشتن ايام نياز ندارم
برو و از من عذر خواهي نك
برو و خاطره ها را از ياد ببر
برو و به انچه شايد اتفاق ميافتاد نينديش
برو و مرا به من باز گردان
برو....
برو......
تو که خیلی وقته رفتی ! اینارو باید زودتر میگفتم
منبع : يادم نيست
*